بررسی از مرجع روانشناسي طبق کپی رایت جنسي: بررسی از مرجع روسپيگري طبق کپی رایت بررسی از مرجع چيست؟ طبق کپی رایت
واژه "روسپی" در اوایل سده نونزدهم رواج پیدا کرد و کم کم به معضلی اساسی برای جوامع بشری تبدیل شد که هر روز بیش از پیش برنمود عینی آن افزون می گردد . روسپی را در لغت بهمعنی زن بدکاره و فاحشه می نامند و در واقع مخفف روسپید است که بر زنان هرزه و روسیاه بهعنوان طعنه و تمسخر اطلاق شده است. روسپی را میتوان تن دادن به رابطه جنسی در ازای دریافت پول تعریف کرد. قدیمیترین نوع روسپیگری شیوهای بود که ارتباط نزدیک با مواضع اعتقادی داشت. مثلا گروهی از مردم در اروپا بر این باور بودند که رابطه جنسی با یک کشیش موجب نزدیک شدن به خدا میشود. در یونان باستان روسپیانی بودند که بدانها "دوستان خوب" گفته میشد. روسپیانی که از طبقه بالای جامعه بودند و درخانه های مسکونی لوکس و مجلل خود زندگی میکردند. در روم باستان روسپیان آزادی زیادی داشتند اما ملزم به پوشیدن لباسهای متمایزی از دیگر شهروندان بودند و نیز مجبور بودند موهای خود را به رنگ بور یا قرمز در آورند. "سنت اگوستین" معتقد بود که بدترین کارها نظیر هتک ناموس ناشی از آن است که روسپیان راهی برای ارضای شهوت خود پیدا نمیکنند . اسلام نیز دارای احکام فقهی محکمی در مخالفت با این پدیده میباشد. در حال حاضر نیز برخی از کشورها میزان قابل توجهی از بودجه مملکتی خود را از طریق گسترش سیاست جنسی کسب میکنند. در دنیای باستان اکثر کسانی که خدمات جنسی را برای کسب عواید اقتصادی عرضه میکردند، نشمههای اشرافی، همبالینها (معشوقههای نشانده) یا کنیزان بودند. نشمههای اشرافی و معشوقهها، غالبا در جوامع سنتی منزلت بالایی داشتند. لکن در دنیای مدرن، زنان و مشتریان آنها عموما همدیگر را نمیشناسند، هر چند که ممکن است بعضی از مردان به مشتریان ثابت تبدیل شوند، اما این رابطه بدوا بر مبنای آشنایی شخصی پا نمیگیرد و این چیزی است که در مورد اکثر شکلهای پذیرایی جنسی در ازای عواید مادی در زمانهای گذشته صدق نمیکند. از جمله دلایل اثر گذار در رواج روسپیگری عبارت است از دسترسی نداشتن به فرصتها برای اشتغال در مشاغل مشروع، نبود زمینه های لازم برای انجام کارهایی که بتواند نیازها و انتظارات مادی زنان را تامین نماید. نبود یک سازمان تامین اجتماعی که زنان آسیب دیده و بیسرپرست یا فاقد منابع مالی را پوشش دهد ، تن دادن به فحشا بهعنوان راهبردی برای استقلال از جانب گروهی از زنان ، وجود محلهای فاسد و همچنین افراد فاسد در جامعه . همچنین میان روسپیگری دختران جوان با زنان بزرگسال تفاوت ماهیتی وجود دارد، فحشای زنان بنابر قواعد و کلیشهها بهدلیل نیاز اقتصادی است، اما فحشای دختران ماهیتی واکنشی دارد که حاصل وجود ناهنجاری در تربیت اجتماعی است و در این شرایط، گرایش ذهنی و عاطفی این گروه به سمت ارضای نیازهای لذتجویانه جهت مییابد. انگیزه روسپیگری زنان طبقات بالا و پایین جامعه نیز متفاوت است. زنان روسپی در طبقه بالا و مرفه جامعه نهتنها این عمل را برای ارضای خواستههای جنسی خویش انجام میدهند، بلکه روسپیگری تفننی را تجدد یا تمدن مینامند و به آن فخر میفروشند، اما زنان روسپی طبقه پایین اجتماع، بیشتر بهدلیل فقر نسبی اقتصادی و به اجبار دست به این عمل میزنند. نظام های قانونی روسپیگری که در حال حاضر در تزلزل بنیان خانواده موثر و دلیل بر انگیز است را میتوان در ممنوعیت کامل : ایالات متحده امریکا بر اساس این نظام عمل مینماید. آزادی کامل : کشور آلمان بر اساس این نظام عمل مینماید. نظام بینا بینی : کشور فرانسه از این نظام پیروی میکند. البته بیشتر کشورهای دنیا با تفاوتهای نسبی در این گروه قرار میگیرند. در قوانین جمهوری اسلامی ایران نیز از یکسو تعریفی برای روسپیگری ارایه نشده است و قوانین موجود صرفا احکامی درباره زنان دارند، از سوی دیگر اگر قوادها (کارفرمایان و دلالان روسپیگری) دستگیر شوند مجازاتشان حداکثر 75 ضربه تازیانه میباشد. حال آنکه مجازات زن روسپی در صورتی که شوهر نداشته باشد، صد ضربه تازیانه و اگر شوهر داشته باشد سنگسار است. این در حالی است که اگر شوهر وی کار قوادی و یا هدایت زن را به روسپیگری داشته باشد، تنها جریمه او 75 ضربه شلاق است. روسپیگری و فمینیسم : در دهههای اخیر علیرغم رشد گرایشهای اخلاقی، معنویت و دینداری، ناهنجاریهای اجتماعی زمینه را برای گسترش و اشاعه روسپیگری و انواع تظلمات و بهرهکشی جنسی از زنان ایجاد نموده است. در این میان فمینیسم بیش از هر گرایش دیگری در سالهای اخیر در موافقت و مخالفت با موضوع روسپیگری از خود عکسالعمل نشان داده است. نقش مکاتیب مختلف فمینیسمی را می توان اجمالا به این صورت بررسی نمود :فمینیسم وجود گرا : این مکاتب که آغازگر آن، اندیشههای "سیمون دبووار" میباشد معتقد است که فحشا راهی برای رهایی از وابستگی زنان به مردان است بهگونهای که قربانی نمیشوند، بلکه دارای قدرت هم خواهند شد. فاحشه خمیرمایه "زن آزاد شده" است. فمینیسم لیبرال : این دسته از گرایشهای فمینیستی که مبنای ایدئولوژی آنان نظرات سیاسی "جان استوارت میل" است، معتقدند که فحشا نوعی قرارداد در زمینه داد و ستد و معامله شخصی است. آنان بر مبنای اصل مالکیت خود، به دفاع از فحشا بهعنوان حقی برای بزرگسالان همراه با آزادی و اختیار برای انجام هر نوع عمل جنسی میپردازند. فمینیسم مارکسیست : اینان معتقدند که هر نوع عملی که به بهرهوری به نفع نیروی کار مردان منتهی شود، ظلم به زنان و بردهداری بهحساب میآید. بنابراین فحشا بهدلیل پرداخت دستمزد به شخص روسپی، نوعی فساد و بهرهکشی از زنان است. فمینیسم سوسیال : از نظر فمینیستهای سوسیالیست یک فاحشه، قربانی فساد جامعهای است که در آن تبعیض و فاصله طبقاتی وجود دارد. فمینیسم رادیکال :این گروه فاحشگی را موجب تشدید، استحکام و عادی شدن "تحقیر" و "بهرهکشی" نسبت به زنان و افزایش قدرت سیاسی جنس مذکر میداند.
روانشناسی...
ما را در سایت روانشناسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 285 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:32